السيد عبد الحسين الطيب

55

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

تو را بگيرند تا فرار كنى و سپس با تو بجنگند در بدر و حنين و احد و احزاب و منافقين آنها چه اندازه اذيت كنند كه بفرمايد : ( ما أوذى نبى مثل ما أوذيت ) بايد صبر كنى و تحمل كنى و بدستورات رسالتت رفتار نمايى لكن ظاهر اين است كه لَتَرْكَبُنَّ جمع است و خطاب بجميع افراد بشر است ، و مراد از طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ يا اين است كه هر طبقه ميروند و طبقه ديگر جايگير آنها ميشوند مثل كاروانسرايى كه يك طبقه بار مياندازند سپس بار ميكنند طبقه ديگر جاى آنها را ميگيرند و هكذا كه : در اين سراى دو در چون ضرورت است رحيل * رواق طاق معيشت چه سربلند و چه پست يا اينكه هر فردى در دورهء عمر خود هر روز حالات مختلفه دارد يك روز غنى يك روز فقير صحيح مريض ، عزيز ذليل ، سير گرسنه ، مسرور غم زده ، مطيع عاصى ، مؤمن كافر ، مهدى ضال و غير اينها يكى بعد از ديگرى ، يا اينكه انسان در امر خلقت تا حين فوت حالات مختلف از انعقاد نطفه تا زمان رحلت پيدا مىكند كه گفتند سى و هفت اسم پيدا مىكند : نطفه ، علقه . مضغة ، عظم ، لحم ، جنين ، وليد ، رضيع ، فطيم ، يافع « 1 » ، ناشى ، مترعرع « 2 » ، حزور « 3 » ، مراهق ، محتلم ، بالغ ، امرد ، طار « 4 » ، باقل « 5 » ، مسيطر « 6 » ، مطرخم « 7 » ، مختط « 8 » ، صمل « 9 » ، ملتحى ، مستوى ، مصعد ، مجتمع ، شاب ، ملهوز « 10 » كهل ، اشمط « 11 » ، شيخ ، اشيب ، محوقل « 12 » ، صفتات « 13 » ، همّ ، هرم ، ميت ، لكن بعيد نيست كه اشاره بروز جزا باشد كه طبقات مختلف يكى بعد از ديگرى وارد صحراى محشر ميشوند چنانچه ميفرمايد : كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ . . . الايه ملك آيه 8 . كه فوج فوج وارد جهنم ميشوند بطبقات مختلف يكى فوق ديگرى طبقات سبع .

--> ( 1 ) - يافع : مشرف بر احتلام ( 2 ) - مترعرع . به راه افتاده و نشو كرده . ( 3 ) - حزور : سرخود شده آزاد شده . ( 4 ) - طار : شارب درآورده . ( 5 ) - باقل : خط دميده . ( 6 ) - مسيطر : موى ريش صورت را پنهان كرده . ( 7 ) - مطرخم : موى صورت بلند شده . ( 8 ) - مختط : خط گذارده ( 9 ) - صمل : شديد الخلقه . ( 10 ) - ملهوز : ريش سياه و سفيد مخلوط شده . ( 11 ) - اشمط : ريش بلند شده ( 12 ) - محوقل : پير شده . ( 13 ) - صفتات : خميده شده . بقيه واضح است . منه